|
دلتنگی های یک دل خسته
|

خوب می دانم بی تو غریبم
روزها چه بی خبر میگذرند
انگار به من , به تو و به خاطره هایمان اعتنایی نمی کنند!
بدون تو از زمستان می نویسم
و توی گلدان های دلم
آرزوهای همیشه کال را می نشانم
خوب می دانم بدون تو کسی حال دفترم را نمیپرسد
و از میان شالیزارهای نگاهم رد نمی شود,
خوب می دانم کسی مثل تو به پروانه های خیالم سلام نمی کند
کاش میتوانستم تک بیتی قشنگ برایت بنویسم
که بوی صداقت بدهد
کاش میتوانستم لحظه های شاعرانه ام را برایت قاب کنم
من به اندازه بی کرانگی آسمان ها به مهربانی ات معتقدم
معتقد...
***لطفا نظر هم بدید***

امشب افسانه هایم تماشایی ست
میخواهم تو را به رویاهایم دعوت کنم
تا در آن سکوت و تاریکی
قصه غصه های سالهای رنج را برایت به تصویر بکشم
کاش سیاهی شب ابدی بود و ستاره ها ماندنی
امشب فرشته های کوچک آرزوهایمان برایمان اسپند دود می کنند
امشب نمی خواهم کسی به کلبه رویاهایم بیاید تا با تو به افق دوری که در سالهای انتظار می دیدم برسم.
***لطفا نظر بدید***