♥دُوتــا دیفُونَه عــاشــقِ♥

♥یا رحیم♥

مـائـیـم و نـواےِ بی نــوائی   بـسم الله اگر حریف مائی


خدآیآقسم میدمت بـﮧ اشڪ چشمهآےِ عآشق ومعشوق ڪـﮧ برآی هم پآڪ ترین دردنیآست.

قسمت میدم بـﮧ لحظه در آغوش هم رفتن عآشق و معشوق ڪﮧ زیبآترین لحظـﮧ در دنیآست.

قسمت میدم بـﮧ لحظه بوسیدن لبهآےِ عآشق و معشوق ڪﮧ شیرین ترین لحظـﮧ در دنیآست.

قسمت میدم بـﮧ لحظه ای ڪـﮧ عآشق و معشوق گرمآےِ دست هم رو میفهمن ڪـﮧ گرم ترین لحظه دنیآست

.قسم میدمت بـﮧ دونـﮧ دونـﮧ ضربآن قلب عآشق ومعشوق کـﮧ

 براهم تندمیزنـﮧ و وآلآترین در دنیآست...

قسمت میدم بـﮧ عشق ڪـﮧ مقدس ترین ڪلمـﮧ دنیآست.

قسمت میدم بـﮧ همـﮧ ے مقدسآت و پآڪے هآ و بزرگےِ خودت


  من &عشقم ڪـﮧ تمآم زندگیم هست رو زودتر بهم برسون.

    آمین!

                       
                     خداجونم موآظب عشقم باش


برچسب‌ها: دوُستـ دارمـ عشقمـ
ادامـ ـه حرفـ ـامونــ
+ چهارشنبه 25 دی1392 ساعت18:17 می3م| |

حالم بده

چشام خیس

قلبم ... حسم ... 

 

 

کلافم 

کم اوردم

اما.

حعغهرخابغ8خفغیفیبغع 

حختخهخاهلابعر حجخبغع

+ دوشنبه 27 بهمن1393 ساعت14:15 می3م| |


دلتنگت که میشوم دیگر نه زمین را میشناسم نه زمان را
نه توان ایستادن دارم نه توان نگاه کردن به ساعت 
کلافه و سردرگمم
کمی خودم را با نوشته ها با کاغذهای روی میز مشغول میکنم
اما بیفایده 
حتی نمی توانم کارهای روزه مره ام را راست و ریست کنم
بلندمی شوم تا کنارپنجره قدم میزنم
دلم هرلحظه تنگ ترو تنگ ترمی شود
باخود میگویم من اینهمه مدت را چه کنم
ازخدا کمک میخواهم 
دردلم بازمیشود ازهمانجا که ایستاده ام به آسمان ابری نگاه میکنم
گویی خدا روی ابرها نشسته است و نگاهم میکند
به رویش لبخند میزنم همزمان اشکم سرازیرمی شود

+ دوشنبه 27 بهمن1393 ساعت14:7 می3م| |

چه حس غریبیست 
مثل حس خلاء
              حس خالی بودن 
                              حس تهی بودن
                                          حس دوست داشتن
                                                          بدون دوست داشته شدن
حس فریب خورده ای که 
                        به درگاه خدا چنگ می اندازد
                                                     شاید همه چیز دروغ باشد

یک حس خاص بــــــــــارانی دارم

 


ادامـ ـه حرفـ ـامونــ
+ دوشنبه 27 بهمن1393 ساعت13:57 می3م| |

روزهایی مثل امروز 
که هوای روزگارم ابری است
هوای چشمانم بارانی
و هوای قلبم طوفانی
تو باید باشی
تویی که تمام دنیای منی
بیایی تا آغوش گرمت
چشمان پرمهرت
دستانت نوازشگرت
صدای دلنوازت 
بیادم بیاورند که خوشبختم 
ای همه دنیای من امروز به تومحتاجم مثل تشنه به آب

+ دوشنبه 27 بهمن1393 ساعت13:56 می3م| |

عاشقی حس عجیبی است‎
شوردارد ومستی
اشک دارد و بی قراری‎
مهم ترازهمه نیازی دارد که به بی نیازی میرساند تورا‎
ازهمه عالم بی نیاز میشوی و به یک نفر نیازمند‎
اومی شود ‎همه رتبه خدا‎
می شود تمام دنیا‎
می شود زندگی‎
می شود تمام احساس‎
می شود عشق ‎‎

+ دوشنبه 27 بهمن1393 ساعت13:53 می3م| |

 

 

 

امروزم با توعالی است
لبریز است از
عاشقانه ها
دوستت دارمها
بوسه ها
امروزم را دوست دارم
به امید فردا نخواهم ماند
سهمم را ازعشق توهمین امروز خواهم گرفت
آن هنگام که باد
بوی عطر تنت را برایم هدیه می آورد
و من مست و خراب پر از ناز و نیاز
برایت ازعشق می سرایم
از انتظاری که هر روز دیوانه میکند روحم را
ازعشقی که هرروز می سوزاند تنم را
وازمهری که هر روز پرمیکند قلبم را   
امروز همین امروز سهمم را ازعشق تومیگیرم
به امید فردا نخواهم ماند

 

 

 

+ دوشنبه 27 بهمن1393 ساعت13:52 می3م| |

 

کاش فردا
موعد دیدارمان با عشق باشد
در راهی پراز آرزو قدم بگذاریم
وتولد دوباره عاشقانه ها را شاهد باشیم
کاش فردا 
دستانت بوی مهر دهند
ولبانم دوستت دارم را زمزمه کنند 
ستارگان خوشبختی در چشمانت به رقص در آیند 
و....
کاش فردا باتوآغاز شود

+ دوشنبه 27 بهمن1393 ساعت13:50 می3م| |

 

 سهمم را ازخوشبختی خواهم گرفت

حتی اگر دردورترین نقطه
درمسدودترین راه 
ودرسخت ترین قلب 
نهفته باشد 
من سهمم را ازخوشبختی خواهم گرفت 

+ دوشنبه 27 بهمن1393 ساعت13:48 می3م| |

اگر تازه ازدواج کرده.اید، از این خطاها بپرهیزید



 

 

 

 

زوج‏های جوان شباهت زیادی به دانشجوهای سال اول دانشگاه دارند. آنها تازه مشغول یادگیری خم وچم زندگی مشترک.اند. آگاهی از اشتباهات معمول در اوایل ازدواج می‏تواند کمک کند که مانع بروز آنها شویم. در پیچ و خم دل.دادگی و حرف.های نگفته جوانی، واقعیت.های یک عمر زندگی در کنار یکدیگر و تجربه حوادث تلخ و شیرین و مهارت.های لازم برای شناخت و تجزیه و تحلیل مشکلات زندگی فراموش می.شود. یادآوری چند نکته به همه ما کمک می.کند تا مسافتی دورتر از شروع زندگی مشترک و رویاپردازی.های عاشقانه را مشاهده کنیم...

 

 

 

● فکر نکردن به فردای ازدواج

 

 

بعضی از همسران جوان آنچنان سرگرم جشن ازدواج می.شوند که نمی.دانند درگیر چه مسایلی شده.اند. شما متاهل شده.اید. جشن ازدواج شاید سرگرم کننده باشد اما فقط یک روز است. اکنون شما ناچارید با یکدیگر زندگی کنید، با هم کنار بیایید و خانواده خودتان را تشکیل دهید. از برنامه.های جشن و بازتاب آن، از تماشای فیلم عروسی تا تجدید خاطرات با دوستان لذت ببرید، اما تمام مدت، تصویر بزرگ.تری را در ذهن داشته باشید.

 

 

● تلاش برای عوض کردن خلقیات همسر

 

 

به احتمال قوی، شما به این دلیل با همسر خود ازدواج کرده.اید که عاشقش بوده.اید. اگر اینطور باشد، هیچ دلیلی وجود ندارد که او را تغییر دهید. بدون شک، افراد بالغ به طرز چشم.گیری تغییر نمی.کنند. پس بهترین اطمینان شما این است که همسر خود را قبول کرده و او را به خاطر منحصر به فرد بودنش و تفاوت.هایی که با دیگران دارد، دوست بدارید. تلاش برای عوض کردن همسرتان فقط احساسات او را جریحه.دار کرده و زندگی مشترک شما را خراب می.کند.

 

 

● رابطه بد با خانواده همسر

 

 

اگر تا این لحظه به رابطه شما لطمه وارد شده، دست به هر کاری بزنید تا رابطه خود با خانواده همسرتان را بهبود ببخشید. اولین نفری باشید که صلح را برقرار می.کند، زیرا هنگام دعوای شما با خانواده همسرتان، تنها کسی که آزرده خاطر می.شود، همسرتان است که احساس می.کند بین شما گیر افتاده است.

 

 

● مشاجره به.جای گفتگو

 

 

پرخاشگری و فریاد زدن و جیغ کشیدن در حل مشکل یا اختلاف نظرها به شما و همسرتان کمکی نمی.کند. گفتگوی آرام و منطقی شما را به پیش خواهد برد. اگر هنگام مجادله با همسرتان، نتوانید خودتان را کنترل کنید، زندگی تان را به مخاطره می.اندازید. پس هر کاری را که شامل این موارد است از استراحت در میانه بحث تا طلب کمک به وسیله روش.های درمانی انجام دهید.

 

 

● کوتاه بودن افق دید

 

 

هیچ.کس دوست ندارد درباره مسایل سنگینی مثل کنترل مسایل مالی، راه.های ممکن در صورت بچه.دار نشدن، نحوه آمادگی برای اتفاقات پیش.بینی نشده.ای مثل مرگ، بحث کند. با این حال اکنون که متاهل شده.اید، چاره.ای جز صحبت درباره این موضوعات ندارید. ازدواج شما به این مسایل وابسته است. عاقل باشید و در مورد تمامی این مسایل با همسر خود صحبت کنید. در صورت لزوم با دیگران مشاوره داشته باشید اما این مسایل را نادیده نگیرید. زندگی، تنها تفریح و مهمانی و خوشی نیست. درخود توانایی پذیرش مشکلات بزرگ.تر را داشته باشید.

 

 

● دعواهای بیهوده

 

 

هر انسان متاهلی با همسر خود بر سر مسایلی بحث می.کند، از باز گذاشتن سر خمیردندان تا آویزان کردن لباس روی دستگیره در که در نظر دیگران بی معنی است. بحث.های خود را برای مسایل مهم.تری نگه دارید. این دلخوری.ها را به حال خود بگذارید. به راستی اگر تنها اشتباه همسر شما انداختن جوراب.های کثیف روی زمین است، باید خودتان را خوش.شانس بدانید.

 

 

● حسادت

 

 

همسرتان شما را برای زندگی انتخاب کرده است. حسادت باعث اتلاف وقت شده و موجب اهانت به همسرتان می.شود که تصور می.کند شما به او اعتماد ندارید. اگر او همیشه قابل اعتماد بوده است، نباید با حسادت خود حتی برای او ایجاد مزاحمت کنید. این برای یک رابطه زناشویی سم است.

 

 

● زندگی کردن مانند مجردها

 

 

اکنون زمان آن رسیده که بزرگ شوید. گردش شبانه رفتن با دوستان، زمانی اشکال نداشت که شما مجرد بودید و هیچ کس در منزل منتظر شما نبود. به عنوان یک فرد متاهل، انجام بعضی کارها شایسته نیست. شما می.دانید درست و غلط چیست. پس سعی شما بر این باشد که کار درست را انجام دهید.

 

 

● غرور در زندگی مشترک

 

 

زن یا شوهری که بعد از هر مشاجره بر عذرخواهی اصرار دارد، همیشه برنده است و کسی که مهر و محبت همسر خود را انکار می.کند، هیچ کار مفیدی برای زندگی مشترک.شان انجام نمی‏دهد. او اجازه می.دهد غرور و روش.های حل مشکلات و عشق و علاقه او به همسرش راه پیدا کند و رابطه آنها به نتیجه برسد. باید ملایم.تر باشید و راهی پیدا کنید که مسوولیت اعمال خود را به گردن بگیرید.

 

 

● با هم نبودن

 

 

باید مانند یک گل از زندگی مشترک خود مراقبت کنید. گل، بدون آب، نور خورشید و مراقبت هرگز رشد نخواهد کرد. بنابراین، باید برنامه.ریزی کنید تا مدت زمان بیشتری را در کنار همسر خود باشید.


ادامـ ـه حرفـ ـامونــ
+ دوشنبه 27 بهمن1393 ساعت13:27 می3م| |

 

تفاوت زندگی مشترک,بادوستی های عاشقانه

مجموعه: دانستنیهای قبل از ازدواج


بسیاری از جوانان تصور می کنند:که زندگی مشترک وشرایط به وجود آمده در زمان ازدواج مانند شرایطی است که در زمان دوستی یا نامزدی بین دو طرف حاکم بوده است.و مقایسه بین این دو شرایط برای تعدادی از زوج ها باعث شده تا بدبینی خاصی نسبت به زندگی مشترک داشته باشند. در حالی که دنیای دوستی و نامزدی دنیای بسیار متقاوتی از زندگی مشترک می باشد.

 

دنیای دوستی دنیای رویاها و ایده آل هاست در حالی که زندگی مشترک دنیایی کاملا حقیقی و ملموس است . دنیایی که در آن خوبی ها و بدی ها در کنار یکدیگر است و تنها می توان با تلاش و کوشش و صبوری دنیای ایده آلی ساخت.دنیای دوستی سراسر شیرینی ، امید و شرایط مطلوب است.اینجا مرد مورد علاقه ات کاملا در اختیار توست .برای با تو بودن به اندازه کافی فرصت دارد تنها به تو می اندیشد و به همه خواسته هایت تن در می دهد.زن مورد علاقه ات به همان گونه است که تو می خواهی ، تنها به فکر توست و برای رضایت و خوشنودیت تلاش می کند.

 

 

 

در زمان دوستی از گذشته خود به راحتی صحبت می کردی ، از همه خواسته هایت بی پرده سخن به میان می آوردی و احساس می کردی که گذشته و حالت از خودت می باشد.وآزاد هستی تا در انتخاب خود تجدید نظر کنی.همه چیز را عاشقانه می نگریستی و از کمی ها و کاستی ها به راحتی می گذشتی چون باور داشتی که باید این زندگی رویایی را شیرین نگاه داشت و برای شیرین بودن آن باید از عیب ها گذشت. اما همین که وارد زندگی مشترک می شوی شرایط کاملا تغییر می کند.اینجا دیگر صحبت از تحمل کردن است. اینجا صحبت از یک عمر زندگی است. اینجا خوبی و بدی، شیرینی و تلخی و زشتی ها و قشنگی ها در کنار همدیگر است.در دنیای دوستی محبوب تو خود را به شکلی ایده ال به تو ارایه می کرد اما در زندگی مشترک تو باید از او یاری ایده آل بسازی.

 

دنیای دوستی دنیای نیاز های عاطفی، و نیازهای غریضی است.در این دنیا برای رسیدن به خواسته هایت باید محبوب و مطلوب دوستدار خود باشی.اینجا رفع نیاز هایت در ردیف اول اولویت های زندگیت می باشد بنا براین خود را برای برآورده شدن نیاز های عاطفی یا دیگر نیاز های غریضی خود آماده می کنی.اما در زندگی مشترک با برآورده شدن این نیازها، مسائل دیگری در اولویت زندگی قرار می گیرند.ومردان براساس ساختار مغزی ونوع وظیفه ای که در طول تاریخ آفرینش بر عهده آنها گذاشته شده کار و موفقیت های اجتماعی خود را در راس همه امور قرار می دهند.اما زنان ایده آل ترین شرایط زندگی برای آنها زمانی بود که مرد مورد علاقه شان تنها به آنها فکر می کرد و هیچ چیز جز زن محبوب شان در اولویت کار آنان نبود.اما با ادامه زندگی و هویدا شدن نیاز های اساسی دیگر مرد، زنان از رابطه معشوقانه خود سر خورده شده و تصور می کنند که: محبت و عشق مرد مورد علاقه آنها کم رنگ شده است.بنا براین نسبت به همه روابط مشترک حساس شده که این حساسیت تصور سلطه طلبی و زیاده خواهی زنان را در افکار مردان پرورش می دهد.و این مسئله خود باعث می شود تا در برابر نیاز عاطفی و احساسی زنان واکنش های منفی از خود بروز دهند.اینجا یک رابطه ساده وعاطفی تبدیل به رابطه ای پیچیده و پر از شک و ظن می شود.که حل آنها تنها به دست روانکاوان متبحر انجام می پذیرد.

 

 

 

بزرگترین اشتباه زنان در این مرحله از زندگی این است که به حساسیت های خود دامن بزنند.یا بین خود و محبوبشان فاصله ایجاد کنند. یا تصور کنند که اگر با مردی دیگر ازدواج می کردند عشقآنها همیشه پر رنگ و ثابت بود.در حالی که همه مردان برای آشنا شدن به روحیات زنان و تطبیق دادن روحیات خود با زنان مورد علاقه شان نیاز به کسب مهارت عشق ورزی دارند که این وظیفه اصلی هر زنی است که مرد مورد علاقه خود را درمهارت بیان احساسات درونی و عشق ورزی متبحر کند.او باید خود را به مرد مورد علاقه خود نزدیک تر کرده و به او بفهمانند که من یک زنم .من کانون عشق و عاطفه هستم .من دوست دارم وقتی با من زیر یک سقف هستی دنیای مردانه خود را فراموش کنی و چون من تو هم به یک کانون عشق و محبت تبدیل شوی. همچون زمانی که آرزوی با هم بودن را در سر می پروراندیم.محبت تو برای من تنها زمانی که نیاز جنسی داری برایم کافی نیست بلکه من باید دایم و پیوسته از تو انرژی محبت و عشق بگیرم تا بتوانم شاداب و با طراوت زندگی کنم.

 

زنان تصور نکنند که تنها با بیان یک بار این جملات و ظیفه آموزش مرد مورد علاقه خود را به پایان رسانده اند .بلکه این کار نیاز به پشتکار و به کار گرفتن فنون و جذابیت های زنانه است.چون مردان وظیفه مهارت عشق ورزی و بیان احساسات خود را فراموش می کنند چون این وظیفه اصلی آنها نیست و نیمکره مغز آنان که وظایف غیر احساسی و عاطفی را به عهده دارد بزرگتر از نیمکره مغزی است که وظیفه عاطفی و احساسی را به عهده دارد.در ضمن مردان موجودات تنوع طلبی هستند که اگر آنان را رها کنید زنی دیگر را همچون شما اسیر نیازهای عاطفی و جنسی خود می کنند.

 

در دنیای دوستی همه روابط عاشقانه و بی عیب و ایراد است اما در زندگی مشترک این عشق ها کم رنگ شده و عیب ها خود را نمایان می سازند.در این نوع زندگی باید از خرد و اندیشه کمک گرفت و به خود و محبوبمان بفهمانیم که هر انسانی دارای معایب و محاسنی است.و پیدا کردن فردی که فقط خوبی در او باشد محال است همانطور که خودم یا شما دارای نقاط ضعف و عیب هایی هستیم.

 

 

+ دوشنبه 27 بهمن1393 ساعت13:25 می3م| |

 

تفاوت زندگی مشترک,بادوستی های عاشقانه

مجموعه: دانستنیهای قبل از ازدواج

 

بسیاری از جوانان تصور می کنند:که زندگی مشترک وشرایط به وجود آمده در زمان ازدواج مانند شرایطی است که در زمان دوستی یا نامزدی بین دو طرف حاکم بوده است.و مقایسه بین این دو شرایط برای تعدادی از زوج ها باعث شده تا بدبینی خاصی نسبت به زندگی مشترک داشته باشند. در حالی که دنیای دوستی و نامزدی دنیای بسیار متقاوتی از زندگی مشترک می باشد.

 

دنیای دوستی دنیای رویاها و ایده آل هاست در حالی که زندگی مشترک دنیایی کاملا حقیقی و ملموس است . دنیایی که در آن خوبی ها و بدی ها در کنار یکدیگر است و تنها می توان با تلاش و کوشش و صبوری دنیای ایده آلی ساخت.دنیای دوستی سراسر شیرینی ، امید و شرایط مطلوب است.اینجا مرد مورد علاقه ات کاملا در اختیار توست .برای با تو بودن به اندازه کافی فرصت دارد تنها به تو می اندیشد و به همه خواسته هایت تن در می دهد.زن مورد علاقه ات به همان گونه است که تو می خواهی ، تنها به فکر توست و برای رضایت و خوشنودیت تلاش می کند.

 

 

 

در زمان دوستی از گذشته خود به راحتی صحبت می کردی ، از همه خواسته هایت بی پرده سخن به میان می آوردی و احساس می کردی که گذشته و حالت از خودت می باشد.وآزاد هستی تا در انتخاب خود تجدید نظر کنی.همه چیز را عاشقانه می نگریستی و از کمی ها و کاستی ها به راحتی می گذشتی چون باور داشتی که باید این زندگی رویایی را شیرین نگاه داشت و برای شیرین بودن آن باید از عیب ها گذشت. اما همین که وارد زندگی مشترک می شوی شرایط کاملا تغییر می کند.اینجا دیگر صحبت از تحمل کردن است. اینجا صحبت از یک عمر زندگی است. اینجا خوبی و بدی، شیرینی و تلخی و زشتی ها و قشنگی ها در کنار همدیگر است.در دنیای دوستی محبوب تو خود را به شکلی ایده ال به تو ارایه می کرد اما در زندگی مشترک تو باید از او یاری ایده آل بسازی.

 

دنیای دوستی دنیای نیاز های عاطفی، و نیازهای غریضی است.در این دنیا برای رسیدن به خواسته هایت باید محبوب و مطلوب دوستدار خود باشی.اینجا رفع نیاز هایت در ردیف اول اولویت های زندگیت می باشد بنا براین خود را برای برآورده شدن نیاز های عاطفی یا دیگر نیاز های غریضی خود آماده می کنی.اما در زندگی مشترک با برآورده شدن این نیازها، مسائل دیگری در اولویت زندگی قرار می گیرند.ومردان براساس ساختار مغزی ونوع وظیفه ای که در طول تاریخ آفرینش بر عهده آنها گذاشته شده کار و موفقیت های اجتماعی خود را در راس همه امور قرار می دهند.اما زنان ایده آل ترین شرایط زندگی برای آنها زمانی بود که مرد مورد علاقه شان تنها به آنها فکر می کرد و هیچ چیز جز زن محبوب شان در اولویت کار آنان نبود.اما با ادامه زندگی و هویدا شدن نیاز های اساسی دیگر مرد، زنان از رابطه معشوقانه خود سر خورده شده و تصور می کنند که: محبت و عشق مرد مورد علاقه آنها کم رنگ شده است.بنا براین نسبت به همه روابط مشترک حساس شده که این حساسیت تصور سلطه طلبی و زیاده خواهی زنان را در افکار مردان پرورش می دهد.و این مسئله خود باعث می شود تا در برابر نیاز عاطفی و احساسی زنان واکنش های منفی از خود بروز دهند.اینجا یک رابطه ساده وعاطفی تبدیل به رابطه ای پیچیده و پر از شک و ظن می شود.که حل آنها تنها به دست روانکاوان متبحر انجام می پذیرد.

 

 

 

بزرگترین اشتباه زنان در این مرحله از زندگی این است که به حساسیت های خود دامن بزنند.یا بین خود و محبوبشان فاصله ایجاد کنند. یا تصور کنند که اگر با مردی دیگر ازدواج می کردند عشقآنها همیشه پر رنگ و ثابت بود.در حالی که همه مردان برای آشنا شدن به روحیات زنان و تطبیق دادن روحیات خود با زنان مورد علاقه شان نیاز به کسب مهارت عشق ورزی دارند که این وظیفه اصلی هر زنی است که مرد مورد علاقه خود را درمهارت بیان احساسات درونی و عشق ورزی متبحر کند.او باید خود را به مرد مورد علاقه خود نزدیک تر کرده و به او بفهمانند که من یک زنم .من کانون عشق و عاطفه هستم .من دوست دارم وقتی با من زیر یک سقف هستی دنیای مردانه خود را فراموش کنی و چون من تو هم به یک کانون عشق و محبت تبدیل شوی. همچون زمانی که آرزوی با هم بودن را در سر می پروراندیم.محبت تو برای من تنها زمانی که نیاز جنسی داری برایم کافی نیست بلکه من باید دایم و پیوسته از تو انرژی محبت و عشق بگیرم تا بتوانم شاداب و با طراوت زندگی کنم.

 

زنان تصور نکنند که تنها با بیان یک بار این جملات و ظیفه آموزش مرد مورد علاقه خود را به پایان رسانده اند .بلکه این کار نیاز به پشتکار و به کار گرفتن فنون و جذابیت های زنانه است.چون مردان وظیفه مهارت عشق ورزی و بیان احساسات خود را فراموش می کنند چون این وظیفه اصلی آنها نیست و نیمکره مغز آنان که وظایف غیر احساسی و عاطفی را به عهده دارد بزرگتر از نیمکره مغزی است که وظیفه عاطفی و احساسی را به عهده دارد.در ضمن مردان موجودات تنوع طلبی هستند که اگر آنان را رها کنید زنی دیگر را همچون شما اسیر نیازهای عاطفی و جنسی خود می کنند.

 

در دنیای دوستی همه روابط عاشقانه و بی عیب و ایراد است اما در زندگی مشترک این عشق ها کم رنگ شده و عیب ها خود را نمایان می سازند.در این نوع زندگی باید از خرد و اندیشه کمک گرفت و به خود و محبوبمان بفهمانیم که هر انسانی دارای معایب و محاسنی است.و پیدا کردن فردی که فقط خوبی در او باشد محال است همانطور که خودم یا شما دارای نقاط ضعف و عیب هایی هستیم.

 

 


ادامـ ـه حرفـ ـامونــ
+ دوشنبه 27 بهمن1393 ساعت13:25 می3م| |

خودتان را با شرایط وفق بدهید حتی اگر در غربت زندگى كنید

خودتان را با شرایط  وفق بدهید حتی اگر در غربت زندگى كنید


گاهى انسان ناچار است در غربت زندگى كند،كارمند دولت است. 
در ارتش یا شهربانى یا ژاندارمرى انجام وظیفه میكند،فرهنگى است،تاجر یا پیشه‏ور یا كارگرى است كه باید در غربت زندگى كند،این قبیل‏افراد ناچارند براى همیشه یا به طور موقت در غربت زندگى كنند،مردناچار است دورى از وطن را تحمل كند لیكن این موضوع با مذاق بعض خانمها جور نمى‏آید،زیرا دوست دارند نزد پدر و مادر و خویشان ودوستانشان باشند.با در و دیوار و كوچه‏هاى محل تولدشان مانوس شده‏اند.بدین‏جهت تاب و تحمل دورى را
 
ندارند،به شوهرشان ایراد و بهانه مى‏گیرند،نق نق میكنند:تا كى در غربت زندگى كنم؟تا كى به فراق پدر و مادر مبتلاباشم؟دوست و آشنا ندارم،این چه جایى است مرا آورده‏اى؟ دیگرنمى‏توانم اینجا بمانم هر فكرى دارى بكن. 
این عزیزان بى‏جهت‏با این قبیل حرفها اعصاب شوهرشان راناراحت مینمایند،آن قدر كوتاه فكرند كه شهر یا قریه محل تولدشان رابهترین نقطه‏اى مى‏پندارند كه در آن مى‏توان زندگى كرد،گمان میكنند:تنهادر همانجا مى‏توان خوش بود و بس. 
بشر به سطح وسیع زمین اكتفا نكرده به كرات آسمانى قدم‏میگذارد،اما این خانم تنگ نظر حاضر نیست چند فرسخ دورتر از محل‏تولدش زندگى كند،میگوید:چرا دوستانم را رها كنم و بروم در غربت تنهازندگى كنم؟گویا این خانم آنقدر براى خودش شخصیت قائل نیست كه‏بتواند در غربت نیز دوستان و آشنایان با وفا و صمیمى تهیه كند.

خانم محترم،دانا و بلند همت و فداكار باش،تنها به فكر خودت‏نباش،شغل مخصوص شوهرت ایجاب كرده كه در غیر وطن زندگى كند،مستخدم دولت است مگر مى‏تواند به محل ماموریتش نرود؟!تاجر یا كاسب‏یا كارگرى است كه در غربت‏بهتر مى‏تواند كسب و كار كند، چرامزاحمش میشوى و نمى‏گذارى پیشرفت كند؟تو كه میدانى شوهرت ناچاراست در خارج وطن زندگى كند چرا با ایراد و بهانه‏هاى بیفائده اسباب‏ناراحتى و كدورتش را فراهم مى‏سازى؟وقتى دیدى شغلش ایجاب میكند كه به شهر یا ده یا كشور دیگرى منتقل شود فورا اظهار موافقت كن،اثاث‏منزل را جمع و جور كرده ببندید و در ماشین بگذارید و با صفا و رفاقت‏به‏محل جدید بروید،خودت را اهل همانجا حساب كن و با دلگرمى وبشاشت طرح زندگى نوین را بریز،وضع خودت را با اوضاع و شرائطمحیط موافق ساز،با زنهاى پاكدامن و خوش اخلاق طرح دوستى و الفت‏بریز لیكن چون تازه وارد هستى و به اخلاق و روحیات اهالى آنجا كاملاآشنا نیستى در انتخاب دوستان تازه احتیاط كن و در این باره حتما باشوهرت مشورت كن،خودت را یك فرد غریب حساب نكن،بلكه سعى‏كن با محیط تازه و ساكنان آنجا مانوس شوى.
 

هر مكانى امتیازات ویژه‏اى دارد،مى‏توانى با تماشاى مناظر طبیعى‏یا بناهاى دیدنى آنجا رفع خستگى كنى،با اظهار مهر و محبت كانون‏خانوادگى را گرم و با صفا كن،شوهرت را دلدارى بده.به كسب و كارتشویقش كن،وقتى با محیط آشنا شدى خواهى دید كه براى زندگى هیچ‏عیبى ندارد بلكه شاید از محل تولدت بهتر باشد،در بین دوستان تازه،افرادى را پیدا میكنى كه از دوستان سابق بلكه پدر و مادر و خویشانت‏مهربانتر و دلسوزتر خواهند بود.

اگر در قریه یا دهى اقامت نموده‏اید كه اسباب و تجملات زندگى‏شهرى را ندارد خودت را از قید آنها آزاد كن،با زندگى بى‏آلایش و طبیعى‏آنجا انس بگیر،خوبیها و مزایاى آن گونه زیستن را در نظر بگیر،گر چه‏برق و كولر و پنكه و یخچال ندارد لیكن آب و هواى سالم و غذاهاى‏بى‏تقلب دارد كه در شرها كمتر پیدا میشود،خیابان اسفالت و تاكسى‏ندارد لیكن از سر و صدا و دود ماشینها و كارخانجات نیز در امان هستى. قدرى در زندگى هموطنان و همكیشانت تامل كن،ببین چگونه درخانه‏هاى محقر و خشت و گلى،با كمال مهر و صفا و خوشى زندگى‏میكنند،و به اسباب و لوازم شهرى و كاخهاى زیبا اصلا اعتنا ندارند،درحوائج ضرورى و محرومیتهاى آنها بیندیش و اگر مى‏توانى خدمتى انجام‏دهى دریغ مدار.به شوهرت نیز سفارش كن براى رفاه و آسایش آنهاكوشش كند.

اگر عاقل و دانا باشى و به وظیفه‏ات عمل كنى مى‏توانى با كمال‏آسایش و راحتى خاطر،در غربت زندگى كنى و به پیشرفت و ترقى‏شوهرت كمك نمایى،در آنصورت یك بانوى شریف شوهردار و یك‏خانم فداكار معرفى مى‏شوى،نزد مردم و شوهرت عزیز و محترم خواهى‏بود و بدینوسیله رضایت‏خدا را نیز فراهم خواهى نمود.
+ دوشنبه 27 بهمن1393 ساعت13:24 می3م| |

فقط عشقم


ادامـ ـه حرفـ ـامونــ
+ دوشنبه 20 بهمن1393 ساعت23:43 می3م| |

سلام اقایی جون خوبی؟سلام ب خودم خوبم 

 

 


ادامـ ـه حرفـ ـامونــ
+ دوشنبه 6 بهمن1393 ساعت16:31 نِدا| |

سهلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

بعد از 3ماه یه مودم الکی دادن بهم ک بیام نت هنو مودم خودمو ندادن

این میثم گف ندع عا کی حرف گوش کنه حیف مودم خوشگلم از دس رف

حالا باس با مودم با سیم بیام تا قدر مودمو بدونم:d

+ یکشنبه 23 آذر1393 ساعت19:10 نِدا| |

حجممممممممممممممم ندالیم:d
+ یکشنبه 13 مهر1393 ساعت18:13 نِدا| |

http://www.beytoote.com/wedlock/danestani/correlation-gusto.html

در ازدواج، فراوانی شباهت‌ها موجب خوش‌بینی بیش‌تر و هم‌چنین ارتقاء احتمال موفقیت در آینده می‌شود، به طوری‌که هر چه تفاوت زن و مرد در ملاک‌ها و معیارهای اساسی‌شان بیش‌تر باشد خطر ناکامی چنین ازدواجی بیش‌تر خواهد شد. شباهت فرهنگی، یکی از تأثیرگذارترین عواملی است که نیاز به تأمل و دقت فراوانی دارد، چه بسا عدم‌تناسب در همین ملاک، به تنهایی موجب گسست پیوند زناشویی در آینده‌ای نه چندان دور گردد.

دلیل اهمیت و تأکید به هم‌ترازی فرهنگی چیست؟
با وجود تفاوت قومی و فرهنگی می‌توان ازدواج کرد و این امری غیر‌ممکن و ناشدنی نیست. اما مسیری بس دشوار و ناهموار را در پیش خواهید داشت. به این صورت که ممکن است یکی از زوجین مجبور به سکونت در شهر همسرش شود و از شهر و دیار خود دور شود، به دنبال آن از اقوام، خانواده و هین‌طور شبکه‌های حمایتی‌اش فاصله می‌گیرد. هرچند اینترنت و موبایل و راه‌های ارتباطی بی‌شمار، کمی این مشکل را آسان نموده اما فرد از حضور جسمانی و ارتباط چهره‌ای جمع‌های خانوادگی و حمایت عاطفی والدین خویش محروم می‌شود.

همان‌طور که می‌دانیم در فرهنگ ایرانی، وابستگی فرزند و والدین تا آخر عمر وجود دارد.

البته این مسئله نیز از جنبه‌هایی خوب است و از جنبه‌هایی نیاز به تغییر دارد و این تغییر نیازمند گذر زمان است. با این وجود احتمال دارد زوجی که دور از خانواده زندگی می‌کند نسبت به همسرش که در زادگاه و کنار خانواده‌اش می‌باشد دچار انزوا، حسادت و بدبینی شود و زمینه‌های بروز تنش و ایجاد فاصله عاطفی بین زن و شوهر فراهم گردد.

استرس‌ مهاجرت را تحمل می‌کنید؟
از سوی دیگر تفاوت قومی، مسلماً تفاوت زبان، لهجه، آداب و رسوم را به دنبال دارد. به‌عنوان مثال اگر دختری از شهر تهران با پسری از تربت‌جام ازدواج کند به دلیل این‌که بنابر رسومات، تهیه جهیزیه به عهده مرد می‌باشد هنگام خرید لوازم آزردگی و ناراحتی در زوجین و خانواده‌ها به وجود می‌آید، دلیل اصلی‌ آن تفاوت سلیقه‌ها و انتظارات است. اجمالاً می‌توان این‌گونه گفت که ازدواج حامل فشارها و استرس‌هایی در فرد است که اگر استرس مهاجرت یا انتقال به شهر دیگر به آن مضاعف شود تطبیق با این شرایط مشکل است و نیاز به آمادگی روحی و ذهنی دارد. همچنین جغرافیدانان اثبات کرده‌اند آب‌و‌هوا و هم‌چنین منطقه سکونت بر خلق‌و‌خو و حتی رنگ پوست افراد تأثیر دارد یعنی محیط و طبیعت بر انسان غالب است. حال انتخاب با خود شماست. آیا می‌توانید در این مسیر دشوار گام بردارید؟

+ یکشنبه 23 شهریور1393 ساعت13:16 می3م| |

آیا ابراز احساسات به تقویت رابطه کمک می‌کند؟

 

 

هیچکس از زن غُرغُرو خوشش نمی‌آید - این واقعیت دارد. اما چیزی که ممکن است متعجبتان کند این است که مردها زنانی را که احساسات خود را درک می‌کنند و می‌داند چطور آنها را ابراز کند، تحسین می‌کنند.

پس اگر نگران این هستید که با آشکار کردن عصبانیت و احساساتتان مردتان را از خود برانید، ممکن است این تنها دلیل نزدیک نشدن او به شما باشد.

کار اشتباه رفتاری است که وقتی از احساسات واقعی‌تان می‌ترسید انجام می‌دهید. همان کارهایی که وقتی از عصبانیتتان می‌ترسید و از آن ناراحتید؛ به همین دلیل تلاش می‌کنید احساساتتان را پنهان کنید.

اما هیچ انسانی نمی‌تواند این را تحمل کند. پس چه اتفاقی  می‌افتد؟ احساساتتان زیر سطح بیرونی شروع به غلیان می‌کنند و به شما فشار می‌آورند. بعد یک روز، منفجر می‌شوید و آن اتفاق بد روی می‌دهد.

پنهان کردن احساساتتان او را دور می‌کند
تلاش برای پنهان کردن احساساتتان از ترس از دست دادن او باعث عصبانیتتان می‌شود. بعد شدیداً از خودتان خشمگین می‌شود و از اینکه واقعیت را نادیده گرفته‌اید عصبانی می‌شوید.

وقتی منفجر می‌شود، طبیعی است که مردتان تقصیر احساساتتان را گردن می‌گیرد و همین دوری بیشتری بین شما ایجاد می‌کند.پس چطور می‌توانید همه تخریب‌هایی که با پنهان کردن احساساتتان در این همه سال ایجاد کردید را خنثی کنید و در مقابل یاد بگیرید با مردتان طوری گفتگو کنید که دل او را به دست آورید؟

یاد بگیرید احساساتتان را دوست داشته باشید
وقتی با ابراز احساساتتان درمورد یک عامل بیرون از رابطه‌تان احساس راحتی کردید، ابراز احساسات وقتی مسئله‌ای مستقیماً درمورد خود طرف‌مقابلتان است، برایتان راحت‌تر خواهد شد.

این یعنی هر اتفاقی که بیفتد-هرجا که باشید و هر احساسی که داشته باشید- دست از کاری که می‌کنید برمی‌دارید و لحظه‌ای برای درک آن احساس وقت می‌گذارید. به خودتان و آنچه در درونتان تجربه می‌کنید، احساس محبت کنید.

ممکن است در اول کار این طبیعی برایتان اتفاق نیفتد، مخصوصاً اگر عادت داشته باشید که بخاطر ترس از دور کردن مردتان احساساتتان را پنهان کنید. اشکالی ندارد. در این شرایط، تمرین بهترین راهکار است.

خنثی کردن تخریب‌ها
می‌توانید تمرینتان را با حرف زدن درمورد چیزی که خوانده‌اید یا در تلویزیون دیده‌اید به همسرتان شروع کنید. به جای اینکه به آنچه که خودتان درمورد آن داستان فکر می‌کردید بسنده کنید، یا تحلیل کنید که چه اتفاقی در آن داستان افتاده بود و چرا، احساساتتان درمورد آن را توضیح دهید. اگر احساس کردید اشک‌هایتان می‌خواهند سرازیر شوند، جلوی آن را نگیرید. مستقیم به چشمان او نگاه کنید و احساستان را بگویید.

مثلاً بگویید در اخبار چیزی درمورد دزدی که در محلتان اتفاق افتاده بود شنیده‌اید. به جای اینکه به او بگویید وقتش رسیده که قفل‌های خانه را عوض کنید، بگویید که شنیدن این خبر خیلی شما را ترسانده. ببینید چه می‌کند. این احتمال وجود دارد که بخواهد آرامتان کند و نشان دهد که می‌تواند از شما مراقبت کند. این احتمال هم هست که بیرون برود و ببینید که با قفل‌های جدید برگشته است.

همیشه یادتان باشد: مردها زنانی می‌خواهند که قلبشان را کاملاً به آنها بدهد. با تمرین یاد می‌گیرید چطور خود واقعی‌تان را به او نشان دهید و هر روز او را به خودتان نزدیک‌تر کنید.

دیگر احساس واقعی‌تان را پنهان نکنید. بفهمید چطور می‌توانید احساساتتان را ابراز کنید و نگذارید به نقطه جوش برسند.


ادامـ ـه حرفـ ـامونــ
+ یکشنبه 23 شهریور1393 ساعت13:5 می3م| |

من و همسرم يك زندگي عاشقانه داريم زيرا... مجموعه: رازهای موفقیت اخبار،سرگرمی,آشپزی,مد,روانشناسی,اینترنت من و همسرم يك زندگي عاشقانه داريم زيرا در جمع از او تعريف مي‌كنم‌. هميشه دل آرام يكديگر هستيم‌. براي سلامتي‌اش صدقه مي‌دهم‌. براي همديگر وقت صرف مي‌كنيم‌. به همه مي‌گويم كه دوستش دارم‌. آرامش را در همه حال حفظ مي‌كنم‌. ازدواجمان را از موهبت‌هاي الهي مي‌دانم‌. باورهايم را نسبت به او همواره حفظ مي‌كنم‌. در همه لحظات زندگي با گذشت رفتار مي‌كنم‌. اولين كسي هستم كه تولدش را تبريك مي‌گويم‌. در همه مراحل زندگي باهم برنامه ريزي مي‌كنيم‌. سعي مي‌كنم كه هميشه سرزنده و شوخ طبع باشم‌. همه هدايايي را كه به من داده ، از صميم قلب دوست دارم‌. براي قدرداني از محبت‌هايش‌، نامة عاشقانه‌اي برايش مي‌نويسم‌. هرگاه از او خيلي عصباني هستم به نكات مثبتش هم فكر مي‌كنم‌. همواره مراقبش هستم و به نيازهايش توجه خاصي نشان مي‌دهم‌. كارهايي كه نشان دهندة محبتم نسبت به اوست برايش انجام مي‌دهم‌. وقتي غمگين است سعي مي‌كنم ناراحتي‌اش را بفهمم و او را درك كنم.‌ اگر احساس كنم از وسايل شخصي‌اش چيزي كم دارد حتماً برايش تهيه ميكنم‌. به كارهايي كه برايم انجام مي‌دهد توجه مي‌كنم و قدردان محبت‌هاي او هستم‌. پس از به پايان رسيدن روزهاي پرتحرك‌، شب‌ها همه چيز را برايش تعريف مي‌كنم‌. هميشه در اتفاقات خوب و مهم زندگي او را سهيم مي‌كنم قبل از اين كه ديگران چيزي بدانند. در يك مكان يادداشتي محبت‌آميز برايش پنهان مي‌كنم و او را راهنمايي مي‌كنم تا پيدايش كند. « زندگی پر از شادی است اگر زیبا ببینید »

+ یکشنبه 23 شهریور1393 ساعت13:0 می3م| |



طراح : صـ♥ـدفــ